احمد مجد الاسلام كرمانى
146
سفرنامه كلات ( فارسى )
تازه مرا گرفتار نموده و چوب بسيار زده و مبلغى جريمه گرفته آنوقت مرا تحت الحفظ روانه خراسان نموده و قريب بيست روز است مرا اينجا آوردهاند و بيچاره خيلى اظهار جزع ميكرد و از اينكه ديده بود خانباشى ديدن ما آمده است ، ما را مردمان بسيار محترمى فرض نموده لهذا ديدن آمده بود و ضمنا رفت و چاى آورد و قليان حاضر كرد و شروع بصحبت داشتن با او كردم و از احوال او و ساير محبوسين سؤال ميكرديم ، در اين ضمن خانباشى مراجعت كرد ، باز همهمه در ميان اجزاء محبس افتاد و همگى برخواستند و احترامات كردند و سركارباشى با سر مختصر تعارفى با آنها نمود و آمد نزد ما نشست و فورا مدير را صدا زد و فرمود : برويد از آبدارخانه قند و چاى بگيريد و بياوريد و براى آقايان چاى حاضر كنيد ، قليان بياوريد ، سيگار بياوريد ، از آشپزخانه مخصوص سركارى شام و نهار بياوريد ، بعد از اين دستور العملها رو بما كردند كه حضرت اشرف ميفرمايند اگرچه برحسب حكم طهران ، شما محبوس هستيد ولى در منزل من مثل آنكه در خانه خودتان باشيد در اين ضمن سماور ، چاى ، قليان و سيگار حاضر شد . خانباشى برخواستند و ما را وداع كردند و وعده همراهى دادند و تشريف بردند ما هم قدرى اميدوار شده چاى خورد قليان كشيده ، بيگلربيگى را هم صدا زديم و با او صحبت كرديم
--> - خاورى شهر فعلى واقع بوده است و بواسطه زلزله شديدى كه در سالهاى 1311 و 1312 قمرى بوقوع پيوست ، شهر ويران و در حدود ده هزار نفر از بين رفتند در سال 1313 قمرى محمد ناصر خان شجاع الدوله رئيس طائفه زعفرانلو اراضى قوچان را بطور رايگان بمردم داد و اشخاص را براى ساختن خانه و مكان تشويق نمود و از طرف دولت نيز مهندسى براى طرح نقشهبان شهر اعزام شد . در نتيجه شهر با اسلوب جديدى احداث گرديد كه داراى خيابانهاى عمود و موازى هم ساخته شده است و چون شهر قوچان بكمك محمد ناصر خان زعفرانلو معاصر با ناصر الدين شاه قاجار بنا گرديد . باينجهت نام اولى آن را ناصرى ميگفتند اين شهر در 12 هرارگزى مركز استان نهم و 120 هزار گزى باجگيران مرز ايران و شوروى واقع است ، ساكنين شهرستان از طوايف مختلفه : زعفرانلو - پيچرانلو - ميلانلو هستند . « شماره 109 لغتنامه دهخدا »